رفتی زدیدگانم مانده ام تنها

رفتی یو داغت مانده بر دل کاش با رفتنت میبردی همه تاب و توانم

خستگی..درماندگی..بی کسی ..تنهایی همه را با رفتنت تازه میفهمم

افسوس افسوس...

همیشه در خاطرم هستی تمام حرفهایت دیالوگه شب و روزم شده

با تو بود که من شناختم عشق را با تو من تمام تجربه های خوب را احساس کردم

تو بودی که دستم را با احساسه خوب در دستهایت داشتی و من جز نگاه کردن به

چشمانت هیچ کار دیگری نداشتم می دانستم که حرفهایم را از نگاهم میخوانی

می دانستی که بی تو بودن برایم سخت هست سخت....