دلم برای خودم می سوزد

برای تمام آن شب هایی

که تاریک گذشت

بی نور و خاموش

حیرانم که چطور

آن همه سالها به تو اعتماد کردم

با بیقراری هایم ساختم

و با درد و غمت سوختم

مرا به بازی گرفتی

و من هرگز نفهمیدم