تو رفتی و سفر آغاز کردی

دل آشفته ام آزار کردی

خداحافظ ای یار خوبم

تو ای عشق پر غرورم

نکردی با دلم یکدم صبوری

برفتی و آخر کردی دوری

گناهم را نمی دانم خدایا

چه کردم که مرا محکوم کرده

دل دیوانه را مجروح کرده

نمی سوزد دلت بر حال زارم

بر این دنیای سرد و تارم

جفا کردی تو یارا به "گیتی"

نمی بخشم تو را در زندگانی