تو را محبوب خود خطاب می کردم

در میان همگان تو را انتخاب می کردم

نمی دانستم که بی وفایی پیشه کردی

وگرنه همان اول رهایت می کردم

.........................................................

شبی آسوده در خواب نرفتم

بی تو به دیدن مهتاب نرفتم

هر که بر خانه ی قلبم در زد

بی اعتنایی کردم و در را باز نکردم

........................................................

شبم را با تو قسمت نمی کنم

خودم را با تو نسبت نمی کنم

تو می گویی که مجبور بوده ای

مگر من دیگر باور نمی کنم