من از شادی وصلت در می خانه زنم

بهر جامی از خوشی پی هر ساقی روم

گر دهد ساقی مرا جامی ز عشق

باز یابم تو را در خاطرم بی عیب ز عشق

آه امشب مست دیدار تو ام

خفته در خواب اما بیدار تو ام

کاش باشد این مستی جاودان

تا که باشی در کنارم شامگان

آه گر جامی ننوشم چه شود؟

آه که بی یادت شب چه شود؟

کاش می کشیدم پیک سر

تا خمار با عشق تو می مردم......