از دوریت سخت در عذابم

برای دیدنت من بی امانم

خیالت لحظه ای تنهایم نمانده

نگاهت با نگاهم دمساز است

نشنیدی صدایم ای جفا کار

نمی دانم کجا گریزکنم ای یار

به دامانت مانده ام اسیر هنوز

نشاید بی پرت پرواز ای یار

کجا دیدی تو مثل من غم خوار

گریختی از برم بی وفا یار.....