به یادم هست و میماند....
هنوز جادوي چشمانت
به يادم هست و ميماند
سكوت من از خجالت
به يادم هست و ميماند
تبسم هاي بي منت
به يادم هست و ميماند
تَنِ گرم و غرق در عرق
به یادم هست و میماند
صدای نم نم باران
به یادم هست و میماند
همان شب سر د و عُریان
به یادم هست و میماند
خلوت آن خیابان
به یادم هست و میماند
نگاه پُر ز مفهوم
به یادم هست و میماند
همان مستی و راستی
به یادم هست و میماند
تمام خاطرات تو
به یادم هست و میماند
شب تاریک و تنها فقط نام تو
به یادم هست و میماند
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲ دی ۱۳۸۹ ساعت 15:56 توسط گیتی
|
تمام نوشته های این وبلاگ احساس درونی من است