تبليغاتX
SwEeT LOVE::..گیتیღ•.●•▪·˙























SwEeT LOVE::..گیتیღ•.●•▪·˙

 

 

در همان دیدار اول باختم

هم دل ,هم جانم را!

هر چه داشتم پیش پایت انداختم

گفتم ات عاشق رویت گشته ام

دیوانه ی خلق و خویت گشته ام

فکر و ذکرم تو شدی جانا

آرزویم, آبرویم تو شدی یارا

دست در دستان تو من مات می شوم!

غرق محبت و لبریز وفایت می شوم

 آری مست و مجنون نگاهت می شوم

گر تو باشی کنارم جانا

 "گیتی" هر لحظه فدایت می شود

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

پ.ن="M" عزیزم همیشه در خاطراتم خواهی ماند,بدون هیچ بهانه ای

دوستت خواهم داشت و لحظه های خوبمان را یاد خواهم کرد. 

 

نوشته شده در جمعه 1 اردیبهشت1391ساعت 15:24 توسط گیتی| |

 

تو رفتی و سفر آغاز کردی

دل آشفته ام آزار کردی

خداحافظ ای یار خوبم

تو ای عشق پر غرورم

نکردی با دلم یکدم صبوری

برفتی و آخر کردی دوری

گناهم را نمی دانم خدایا

چه کردم که مرا محکوم کرده

دل دیوانه را مجروح کرده

نمی سوزد دلت بر حال زارم

بر این دنیای سرد و تارم

جفا کردی تو یارا به "گیتی"

نمی بخشم تو را در زندگانی

 

نوشته شده در جمعه 4 فروردین1391ساعت 12:56 توسط گیتی| |

 

پُشت یک دیوار تاریک

روی یک نیمکت خالی

من و تنهایی و غم

بر لبم سیگار روشن

دود می شود هر چه بود و هست

به گوشه ای خیره مانده چشمانم

صدایی نمی شنود گوش خاموشم

آرام و محزون میان دیوار غم

می لرزم از دوری و سردی

هر لحظه که میگذرد همچو شب تاریک است

روشنی از من و قلبم دور است

گیتی آشفته و زین همه دیوار دلگیر است

 برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید

نوشته شده در چهارشنبه 3 اسفند1390ساعت 10:52 توسط گیتی| |

 

وقتی رفتی اسمان ابری شد

قلب غم دیده ام بارانی شد

پیش چشمم جهان محزون شد

خاطر اسوده ام پریشان شد

این دل رنج دیده ام هراسان شد

جز تو گر بود مرا یار دگر؟

هیچ میل من بود سوی دگر؟

پس چرا رفتی و تنها شدم

در بَستر مرگ چشم براه شدم

ای تو عشق دیروز و امروز من

بهر چه رفتی زِ پیش یار خود

من هنوزم انتظارت میکشم

 

نوشته شده در شنبه 1 بهمن1390ساعت 12:23 توسط گیتی| |

 

تو رفتی با لب خندان

من اما چشم و دل گریان

تو با من جفا کردی

مرا آخر رها کردی

چه بود دلبر گناه من

خطا  و اشتباه من

که تو ترک وفا کردی

دل از مهرم جدا کردی

من بشکسته دل را

به غم آخر مبتلا کردی

در این "گیتی"وفا کم دیده این قلبم

تو دیر آشنای من چه شد که جفا کردی

 

نوشته شده در پنجشنبه 1 دی1390ساعت 10:41 توسط گیتی| |

 

پیداست که از من خسته ای

با این همه وفا به زنجیر بسته ای

پیداست که نازم نمی خری

مرا به شهر محبت نمی بری

پیداست که ز من دور می روی

انگار به دیدن آن مغرور می روی

پیداست دلت به هوای دیگریست

که دیر آمده و زود می روی

پیداست خیالت پُر است زِ دیگری

که در کنار من هم به فکر می روی

پیداست گیتی را تو ترک می کنی

امروز نه فردا تو هجرت می کنی

نوشته شده در سه شنبه 1 آذر1390ساعت 12:12 توسط گیتی| |

 

لحظه ها نمی گذرند

عقربه ی ساعت عمر من شکسته است

دیوار سکوت روبرویم نشسته است

نفسم بند می شود!

نبضم کند می زند!

چشمانم دیگر سویی ندارد

در میان خاطرات گذشته محو گشته است

چه زود دیر می شود...

چشم زمانه برای من و تو کور می شود

محکوم می شود !محروم مي شود!

ديدار تو براي من ممنوع مي شود

آخر اين بازي تمام مي شود

دست تو به دستان من مي رسد

چون سايه در كنارم بوده اي

اين بار مرگ با من همنشين مي شود

تمام خواب هاي من دور مي شود

"گيتي"خراب و خسته و دلخون مي شود.....!

نوشته شده در یکشنبه 1 آبان1390ساعت 10:33 توسط گیتی| |

 

تو نباشی غم دنیا مزید است

حسرت روی تو و ناز تو پدید است

تو نباشی نا تمام است همه چیز

بی حساب و بی کتاب است همه چیز

تو نباشی دل و دلدار به چه کار!

لیلی و مجنون ,شیرین و فرهاد به چه کار!

تو نباشی چه امید است به زیستن

نه شیرین,بلکه تلخ است ماندن

تو نباشی نه صدا باشد نه غزل

نه امید به یک شعر دِگر

تو نباشی شب و روز یکسان بود

شور و شوق دیدنت محال بود

تو نباشی همه چیز بی رنگ است

بی تو "گیتی" بادرد هم آهنگ است

 

 

نوشته شده در جمعه 1 مهر1390ساعت 15:33 توسط گیتی| |

 

کاش می شد با تو من یار گردم

هر چه  تو خواهی من آن گردم

کاش می شد که کمی حوصله میکرد دلم

تا که در دام محبتت گرفتار گردم

کاش می شد برایت عشق بی مثال گردم

شب تا به سحر ماه شب تار گردم

کاش می شد با تو من شراب گردم

کاش می شد گرد شمع  تو پروانه گردم

بی تو ز همه بیگانه گردم

کاش می شد با تو من بهار گردم

به شوق دیدنت عمری انتظار گردم

کاش می شد همسفرت گردم

تا آخر "گیتی" دور سرت گردم

 

عید سعید فطر را به همه شما عزیزان تبریک عرض میکنم.

نوشته شده در سه شنبه 1 شهریور1390ساعت 10:12 توسط گیتی| |

 

تو را محبوب خود خطاب می کردم

در میان همگان تو را انتخاب می کردم

نمی دانستم که بی وفایی پیشه کردی

وگرنه همان اول رهایت می کردم

.........................................................

شبی آسوده در خواب نرفتم

بی تو به دیدن مهتاب نرفتم

هر که بر خانه ی قلبم در زد

بی اعتنایی کردم و در را باز نکردم

........................................................

شبم را با تو قسمت نمی کنم

خودم را با تو نسبت نمی کنم

تو می گویی که مجبور بوده ای

مگر من دیگر باور نمی کنم

نوشته شده در چهارشنبه 5 مرداد1390ساعت 11:31 توسط گیتی| |

 

تو را گیرم در آغوشم نگارا

شوم مست و مدهوش تو یارا

تو را بوسم به آرامی و نرمی

کنم لمست که پیش من بمانی

تو را معشوق خود خطاب کنم من

برای در آغوش کشیدنت شتاب کنم من

تو را عاشق کنم چو مجنون

خود شوم لیلای تو مهربون

تو را گویم از شیرینی یه این وصال

از یکجا شدن تو با "گیتی" بی مثال

نوشته شده در پنجشنبه 2 تیر1390ساعت 11:24 توسط گیتی| |

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

شب تا سحر خوابم نیامد

این دل بی تاب یادت نیامد

از هجر تو این دل پر فغان است

هر جا می رود چون دیوانگان است

تو رفتی و شبم بی نور ماه شد

خواب خوشم  چون سراب شد

با تو بودن یک خیال است

راه  بی برگشت و محال است

نباشم راحت بی تو  من

زین"گیتی" می روم من

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

نوشته شده در دوشنبه 2 خرداد1390ساعت 22:9 توسط گیتی| |

 

گفته بودم تو را میخواهم

احساس پاکت را میخواهم

دل نگرانِ من بودنت را میخواهم

لبخندهای شیرینت را میخواهم

اسمم را تکرار از زبان تو میخواهم

دستان گرمت را برای دست سردم میخواهم

با این همه دل تنها تو را دلبر میخواهم

برای "گیتی" تو را همسفر میخواهم

هر آنچه هستی فقط تو را من میخواهم

 

نوشته شده در پنجشنبه 1 اردیبهشت1390ساعت 12:13 توسط گیتی| |

 

میخوانمت از دور و نزدیک

از پشت لحظه های تاریک

میخوانمت چون شعر نو

در صفحه صفحه ی دل

میخوانمت باشی یا نباشی

نیاید روزی که از من جداشی

میخوانمت چون عاشق هستم

فقط با تو من صادق هستم

میخوانمت برای خود خودم

برای روز و شب های خودم

میخوانمت تا که "گیتی" بداند

جز تو هیچ یاری  ندارد

نوشته شده در سه شنبه 9 فروردین1390ساعت 11:29 توسط گیتی| |

سال جديد ۱۳۹۰ را براي شما عزيزان كه هميشه همراه با من و نوشته هاي من

بوديد را تبريك عرض ميكنم و سالي نيكو براي همه شما عزيزان ميخواهم.

نوشته شده در دوشنبه 1 فروردین1390ساعت 11:17 توسط گیتی|

 

دل رفته ز دستم چه سازم

من باده پرستم چه سازم

در گوشه ی می خانه نشستم

دور از غم دنیا چه بیگانه نشستم

امشب مست خیال تو هستم

دیوانه ی چشمان خمار توهستم

باشد که تو را یابم به کنارم

بوسه زنم ز لب تو نگارم

در مستی هر چه گویم ز تو گویم

از ناز و اَدای تو بگویم

دل داده به تو این"گیتی" نگارم

قدرش را بدان تو یارم

 

نوشته شده در یکشنبه 1 اسفند1389ساعت 11:2 توسط گیتی| |

 

تمام فکر و خیالم پیش توست

آغاز و پایانم دست توست

هر آنچه دارم حالا زِ توست

چه کم چه زیاد از لطف توست

خزانم گر بهار است زِ توست

اگر آرام اَم از عشق توست

اگر دوری ولیکن خیالم با توست

تمام لحظه هایم پر زِ توست

همین یک  لحظه شادی زِ توست

اگر "گیتی" تو را دلبر خواند

بدان که از مهربانی های توست

 

Happy Valentine Day ! 

                                            

                                                              فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

                  

 

نوشته شده در جمعه 1 بهمن1389ساعت 19:5 توسط گیتی| |

 

 

هنوز جادوي چشمانت

به يادم هست و ميماند

سكوت من  از خجالت

به يادم هست و ميماند

تبسم هاي بي منت

به يادم هست و ميماند

تَنِ گرم و غرق در عرق

به یادم هست و میماند

صدای نم نم باران

به یادم هست و میماند

همان شب سر د و عُریان

به یادم هست و میماند

خلوت آن خیابان

به یادم هست و میماند

نگاه پُر ز مفهوم

به یادم هست و میماند

همان مستی و راستی

به یادم هست و میماند

تمام خاطرات تو

به یادم هست و میماند

شب تاریک و تنها فقط نام تو

به یادم هست و میماند

نوشته شده در پنجشنبه 2 دی1389ساعت 15:56 توسط گیتی| |

 

 

گر چه شِکوه از دلبر خطاست

من ندانم او چرا بی پرواست

سر یاری ندارد با دلم

یک دل رحم ندارد بر سرم

روز و شب فکرش مرا دیوانه کرد

با همه ساقی نشینان هم خانه کرد

حال زارم را نمی بیند چرا

بی قراریهایم را نمی فهمد چرا

بس که ظالم گشته خُلق و خُویش

با تبسم قهر گشته رویَش

اتش انداخته به جان "گیتی"

آن که بود تاب و توانِ "گیتی"

 

نوشته شده در دوشنبه 1 آذر1389ساعت 10:11 توسط گیتی| |

 

 

یار من دوری چرا ،باز آكنارم

براي لحظه ي ديدار تو  من انتظارم

بيا تا پيش پايت گل بريزم

به شوق ديدنت شعري سرايم

بيا كه انتظار دلگير و سخت است

برايم با تو بودن قشنگ است

بيا عمريست هجران كشيدم

از همه دور و به ياد تو نشستم

بيا تا" گيتي " جاني بگيرد

به جز تو تا ابد ياري نگيرد

بيا كه درد و دل بسيار دارم

زٍ دوري و انتظارت قصه دارم

................................!؟

نوشته شده در شنبه 1 آبان1389ساعت 16:22 توسط گیتی| |

 

 

تو رفتی یو مرا بیمار کردی

با دردی نا علاج یار کردی

تو رفتی بی وفا گشتی آخر

چو مجنون ناقرار گشتی آخر

تو رفتی راهی هجرت شدی باز

زِ من و قلبم چه راحت رَد شدی باز

تو رفتی یو من گریان بودم

پریشان حال و زار بودم

تو رفتی یو "گیتی" سِیَه گشت

امید و آرزوهایش تَبه گشت

تو رفتی چرا که خیال ماندن نداشتی

به من تنها امید و باور نداشتی

...................................؟؟!!

 

 

نوشته شده در جمعه 16 مهر1389ساعت 18:49 توسط گیتی| |

 

خیالت هر دم اینجا با من است

نبودَت در کنارم ماتم است

به فکرت هستم و دوری زپیشم

چرا تو نمی یایی به پیشم

به هر سو بنگرم رخسار ماهت

به آتش میکشد تاب و توانم

سراپا وفایی و من جفا کار

ببخش جانم این منِ بیمار

تو را اندازه ی"گیتی"بخواهم

برای عشق و مستی بخواهم

دمی یادی بکن از من تنها

که با تو میمانم به هر جا....

  

نوشته شده در یکشنبه 4 مهر1389ساعت 21:33 توسط گیتی| |

 

نمی دانم چرا پریشانم

میان رویاهایم با تو هم آوایم

نمی دانم این روزها چرا تو را میخواهم

چرا بی تو اینقدر دلتنگم؟

چرا بی تو اینقدر تنهایم؟

نمی دانم تو خوب هستی !

یا من وابسته به تو

نمی دانم چرا روز و شب یک رنگ شده

بدون تو همه چیز بیرنگ شده

نمی دانم چرا حال و هوایم ابریست

آسمان و کهکشانم بی فروغ

نمی دانم چرا؟

تو بگو معنای این نمی دانم ها چیست..

معنای دلتنگی و تنهایی چیست؟؟

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه 28 شهریور1389ساعت 16:30 توسط گیتی| |

 

به که گویم که محتاج تو هستم

به شب ها در تب و تاب تو هستم

به که گویم که دنیایم تو هستی

تمام عشق و رویایم تو هستی

به که گویم که بیقرار تو هستم

در این عالم گرفتار تو هستم

به که گویم که سودایم تو هستی

رفیق و یار و همراهم تو هستی

به که گویم چون ستاره ی سهیل

در این"گیتی"بخت و اقبالم تو هستی

 3dgirl.blogfa.com عكس هاي عاشقانه، عكس دوتا عاشق ، عشق بازي، عشق

نوشته شده در سه شنبه 16 شهریور1389ساعت 13:23 توسط گیتی| |

 

نمیدانم چرا مغرور گشتی

از این دنیای خوبان دور گشتی

نمیدانم گناه من چه بوده

که کردی تو زِ من گلایه

نمیدانم چرا سنگدل گشتی

دلی دادم و تو بی دل گشتی

نمیدانم چه کردم با تو ای خوب

که اینگونه تو با من بد گشتی

نمیدانم چرا بردی ز یادم

فراموش کردی تو عهد و وفایم

نمیدانم چرا دوری ز قلبم

چرا اینقدر نا صبوری عزیزم

نمیدانم کجای این سرزمینی

که از بودن کنارم بی نصیبی

نمیدانم چه شد بردی ز یادم

فراموش کردی تو عهد و وفایم

نمیدانم "گیتی" چه بد کرد

که دست تو او را رد کرد

............................؟!

نوشته شده در سه شنبه 2 شهریور1389ساعت 13:17 توسط گیتی| |

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

تنها تو را داشتم

تو و احساس پاکِ تو

تنها در فکر تو بودم

فکر تو و قلب مهربان تو

تنها از تو میخوانم

از تو وحرف های ناب تو

تنها تو را میخواستم

تو وعشق بی تاب تو

تنها تو را دوست داشتم

چرا که برایم بهترین بودی

حال تنها تو میمانی در خاطرم

چرا که دیگر با من سرد گشتی

نوشته شده در شنبه 16 مرداد1389ساعت 16:45 توسط گیتی| |

 

چند روز است که از حال دلم بی خبری

نکند باز تو در راه دراز سفری

هیچ پرسیدی از این حالت آشفتهء من

که چرا نیمه شب از کوچهء ما می گذری؟

بی وفا سوختم از درد از آن می ترسم

که بیایی و ز من هیچ نیابی اثری

ای پریشانی دیرینه تو هم می دانی

که من از عشق بجز درد ندارم ثمری

تو نمی دانی اسیر شب چشمان توأم

تو نمی دانی از این درد ندارم حذری

دیرگاهیست که از پنجره هم دلگیرم

چه بگویم که نمانده است مرا بال وپری...

 

مطلب گرفته شده از جایی دیگر.

نوشته شده در یکشنبه 3 مرداد1389ساعت 22:50 توسط گیتی| |

 

دیدی گفتم که یه روز خسته میشی

از بودنِ کنار من پر بسته میشی

دیدی گفتم که یه روز کم میاری

به بودنم دیگه نیازی نداری

دیدی گفتم  که یه روز میری سفر

میری یو تنها میشم بی همسفر

دیدی گفتم که یه روز  میری به خاطره ها

میشی  از من و این قلبم جدا

دیدی گفتم که یه روز بدون من

ستاره ها رو میشماری

دیدی گفتم که یه روز به آدما

از عشق من قصه میگی

دیدی گفتم که یه روز پر میکشی

میری یو رو اسم "گیتی"خط میکشی

پ.ن:

باورش سخت است که فراموشم کرده ای راست گفتن که هیچ کس خاص نیست .

 

نوشته شده در پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 12:20 توسط گیتی| |

 

 

تو را دیدم که با من آشنایی

از دیار خسته ی گم گشته گانی

تو را دیدم که صاف و بی بهانه

به دنبال من و این قلب مایی

تو را دیدم که با لبخند پاکت

مرا هر دم به سویت میکشانی

تو را دیدم چو مجنون بهر لیلی

رسید آوازه ی عشقت به" گیتی"

تو را دیدم بدانستم که هستی

تو آن عاشق عشق هستی

.................؟

 

نوشته شده در جمعه 11 تیر1389ساعت 20:10 توسط گیتی| |

 

دوست دارم در کنارم  باشی

در شب تنهایی تو یارم باشی

دوست دارم سر به بالینت نهم

مست و ویران نگاه تو شوم

دوست دارم لبانت را بوسه زنم

شیرینی عشقم را به تو هدیه دهم

دوست دارم با تو باشم دم به دم

در روزهای شادی یا که غم

دوست دارم به یادم باشی

مثل من عاشق و رامم باشی

دوست دارم حس کنم آغوش تو

گرمی آن عشق جان سوز تو

.................؟؟؟

 

نوشته شده در چهارشنبه 26 خرداد1389ساعت 22:24 توسط گیتی| |


آخرين مطالب
» به یاد خاطرات تو...!!!
» افسوس....!!!
» تنها و دلگیر....
» تنهایی.....
» تو رفتی....
» پیداست .....
» شب تنهايي.....
» تو نباشی ....
» کاش می شد.....
» چهار بیتی....

Design By : RoozGozar.com